دختر خاله م که هنوز چند روزی از ۲۴ سالگیش مونده بود تصادف کرد و فوت کرد.
مادرش با بد بختی و بدون پدر بزرگش کرده بود.قرار بود همین روزا یعنی بعد از امتحان فوق لیسانس که خیلی هم براش خونده بود نامزدیش باشه... و خیلی حرفای دیگه که هست اما مسئله من اینه که چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدایا چرااااااااااااااااااااااا؟چرا وقتی این همه انگل تو این جامعه هستن چرا اون؟مهربون خوب خانوم تمام امید مادرش.....
ما رو میاری تو این دنیا که چی؟سوالای دیشبم یادته هنوز؟شب اول قبر؟تلقین
می خونن تو گوش مرده! که جواب پس بده
هی سرشو تکون می دن که گوش کنه!واقعا می فهمه چی میگن؟یادش می مونه؟
نکته جالبش اینه که نکیر و منکر عرب هستن تلقین رو عربی میخونن!!!!!!!!! حالا یکی مثل من که قرآن رو هم فارسی می خونه یابد چی کار کنه؟
افهمی اسمعی یا .......................لا تخف...... نترس نلرز..... می شه؟
من خیلی قاطیممممممممممممم
خیلیییییییی
حالا این وسط فقط دزدیه خونه آرمیتا اینا کم بود خوبه حالا آقا دزده با وجدان مدارکشو پس فرستاد و تازه ازشون حلالیت هم طلبیده ![]()
برای بیتای ما دعا کنین
خودم که اینقدر حرف تو کلمه قاطی کردم
دلم مسافرت می خواد حتی الوقدور می خوام مخم رو هم با خودم نبرم که هیچ فکری باهام نیاد.
خدایا فکر نمی کنم حرفام کفر باشن تو خودت خوب می دونی چرا این حرفا رو میزنم
