تبليغاتX
سحر و ساناز
خوشا آنروز که در
صفحه ی شطرنج دلت
شاه عشق بودمو
با کیش رخت
مات شدم

سلام چند وقت پیش به آقای محسن ۷ پوش قول داده بودم این شعر رو از طرف اون بذارم اینجا.که الان شد.

یک سری چیزها رو نوشتم اما بعد حذفشون کردم در مورد اداره بود اگر قطعی شدم بگم بهتره.

اینجا خیلی وبلاگ مسخره ای شده بی روح و بی موضوع. می دونم خودم.

باید سعی کنم یکم بهش برسم.همش تقصیر سانازه.

فعلن تا بعد.

+ نوشته شده توسط سحر و ساناز در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 و ساعت 0:11 |
سلام

خیلی برنامه ها داشتم برای اینجا :عکس بذارم.لینک دونی بذارم ...

اما اصلا حال و حوصله ندارم.قاطیم.به قول ساناز به پوچی رسیدم.

شاید دیگه بعد از عید نرم اداره.نمی دونم.اوضاع خوب نیست.

 

+ نوشته شده توسط سحر و ساناز در شنبه بیست و دوم بهمن 1384 و ساعت 20:2 |
سلام

خوبین؟چشم من که بهتره و حداقل تابه تا نیست دیگه.

اداره شبیه هر چی هست جز اداره !!! دارن کف اداره رو که کف پوش هاش از بین رفته بود دوباره کف پوش می کنن وسایل تمام اتاق ها به جز اتاق من و رئیس وسط راهرو ه و من اصلا نمی تونم کار کنم اینقدر دوروبرم شلوغه که دوباره هاپو شده بودم و حال چند نفر رو گرفتم.

وقتی سر حال نباشم اصلا نمی تونم آدمای مزاحم و از اون بدتر دورو   رو تحمل کنم. تازه رئیس باز هم بی دلیل ۵٪ از حقوقم کم کرد و من اگه بمیرم نمی رم بهش اعتراض کنم هر چند که مطمئنم اگه بگم درست می کنه.اینجوری با ۵٪ مالیات ۲۲ هزار تومن از حقوقم کم می شه اما به جهنم.

ساناز تا هشتم قزوینه فردا هم امتحان داره براش دعا کنین.

راستی رایکا امروز رفته بود برنامه چرا و چیه.بچه کلی ذوق کرده بود.از اونجایی که حرف (  ر  ) رو از الفبای فارسی حذف کرده اسمشو گفته هایکا که خانومه نفهمیده

راستی به خاطر شلوغ پلوغی و اوضاع در هم اداره نرفتیم کله پاچه ای.

دیروز هم رفتم کنکور و مثل همیشه سر جلسه فقط خوابیدم.

خوب من برم.مواظب باشین با برفی که امروز اومد فردا زمین نخورین.

+ نوشته شده توسط سحر و ساناز در شنبه یکم بهمن 1384 و ساعت 21:40 |


Powered By
BLOGFA.COM