سلام
من هم ناله دارم
مثل سحری
حوصله هیچی رو ندارم
ولی غر نمی زنم بر خلاف همیشه.دوستام همه می دونن من وقتی قاطی می کنم تا مخ کسی رو با غرغرهام نخورم خالی نمی شم
حالا هم سعی می کنم غر نزنم ولی قول نمی دم 
اول باید بگم ارمیتا جونم مرسی از لطفت
با سحر منتظریم بیای تا ببینیمت


درمورد سحری هم که می گه غلط دیکته هام رو به روم نیارین ولی من می گم تا ادم بشه
اگه فایده نداشت اون وقت.....................
در ضمن سحری خانوم اگه بخوای کم پیدا بشی منم دیگه نمی یام
این یک تهدید جدی بود ولی پوست دارم ۱۰۰۰ تا لطفا بهونه نیار

درمورد عروسی هم بگم خودمم خیلی دوست دارم این فامیل رو قال بذارم ولی رستم و هرکول و زورو وهر کس دیگه ای هم بیاد از پسشون بر نمی اد.
تازه یه با سحری یه سرشماری کردم فقط اونایی که من می شناختم اندازه یه طبقه استادیوم ازادی بودن
دیروز رفتم قزوین.چون دیر شده بود با سمند پرتوان رفتم و ۲۰۰۰ تومن پیاده شدم
برام مهم نبود چون خیلی گرم بود
و ولوو هم نبود ولی وقتی رسیدم و بچه ها گفتن تا بیست و سوم سایت تعطیله داشتم اتیش می گرفتم
خلاصه رفتم خونه همگروهی عزیز و بعضی از کارا رو کردیم و بدون کامپیوتر هم کار دیگه ایی نمی شد کردودست از پا درازتر برگشتم ترمینال.
۱۵ نفر بودیم اتوبوس هم نبود گرما هم که بیداد می کرد
خلاصه اومدیم بیرونه ترمینال و بعد از ۳۰ دقیقه انتظار اتوبوسی اومدو ما سوار شدیم
داداشه سمونه(در اصل سمانه هستش من بهش می گم سمونه)اومد دنبالش من و هم رسوند
توی ماشین کلی LOVE ترکونیم ولی چه فایده صاحب داره 
عروسی رو هم که نرفتم و چشم والدین رو دور دیدم و با ازاده و سمونه و پیوند و الهام و ۲ بارم با سحری فک زدم به عبارتی از پای phone تکون نخوردم
عاقبتشم این بود که شام باید تخم مرغ می خوردیم
شب ۱۱ بی هوش شدم
و اصلا نفهمیدم کی مامان اینا اومدن.
الانم از بس برای پروژه ام با این برنامه case studio کار کردم مخم تعطیل شد.
چون تنها هستم و هیچ خلافی نمی تونم بکنم یاد کمبود محبتهام افتادم
الانم ۲ تا شاخه گل
دم در توی کوچه وایسادن که نمی دونم کی هستن
۲۰ روز نبودم امار ساختمون رو به کل از دست دادم
این اهنگم ماله chris de burg هستش خیلی قشنگه خیلی دوست دارمش 
آخر LOVE هستش

The Lady In Red
I've never seen you looking so lovely as you did tonight,
I've never seen you shine so bright,
I've never seen so many men ask you if you wanted to dance,
They're looking for a little romance, given half a chance,
And I have never seen that dress you're wearing,
Or the highlights in your hair that catch your eyes,
I have been blind;
The lady in red is dancing with me, cheek to cheek,
There's nobody here, it's just you and me,
It's where I want to be,
But I hardly know this beauty by my side,
I'll never forget the way you look tonight;
I've never seen you looking so gorgeous as you did tonight,
I've never seen you shine so bright, you were amazing,
I've never seen so many people want to be there by your side,
And when you turned to me and smiled, it took my breath away,
And I have never had such a feeling,
Such a feeling of complete and utter love, as I do tonight;
The lady in red is dancing with me, cheek to cheek,
There's nobody here, it's just you and me,
It's where I want to be,
But I hardly know this beauty by my side,
I'll never forget the way you look tonight;
I never will forget the way you look tonight...
The lady in red, the lady in red,
The lady in red, my lady in red,
I love you...
فعلا خداحافظ برای خودم و پروژه ام خیلی دعا کنید.
مرسی 




+ نوشته شده توسط سحر و ساناز در سه شنبه چهاردهم تیر 1384 و ساعت
13:2 |