این هفته چند بار می خواستم بیام بنویسم.اول در مورد انتخابات و رایی که دادم.بعد در مورد کار و چیزای دیگه اما آقای خان داداش امتحانات پایان ترم دارن و توی اتاق مشغول خوندن درس بودن و اصولا در اتاق هم به روی عموم هموطنان بسته بود.![]()
الان نظرم تغییر کرده اینقدر همه دارن در مورد انتخابات میگن که دیگه گفتن من لزومی نداره.
اما در مورد کار هم اینکه شک بسیار بسیار بزرگی بهم دادن و اونم این بود که گفتن آقای ریئس زده زیر همه حرفاش و گفته حقوق من رو که وعده داده بود بکنه ۱۸۰ هزار اصلا زیاد نمیکنه و همون ۱۲۰ میمونه و جالب تر این که اضافه کاری هم نمیده.![]()
گفته من به این خانوم روز اول گفتم که کار اینجا سنگینه و تا شب طول میکشه اونم گفته هر کاری سختی های خودش رو داره در صورتی که فقط گفت کار سخته و ما منتظر یه آقا بودیم که من اون حرف رو زدم اصلا حرفی از شب به میون نیومد و همینطور حقوق در صورتی که ادعا می کنه به من گفته که حقوق ۱۲۰ هزار تومان هست.همش هم اینجا می گفتم که نمی دونم حقوقم چقدر هست.![]()
این همه هم که این ماه ۵شنبه ها رو رفتم و حتی ۱۴ و ۱۵ خرداد و بعداز ظهر ها تا ۷ موندم هپلی هپو
.
منم منتظرم که حقوق این ماهم رو بریزه تو حساب بعد بدون اینکه اطلاع قبلی بدم بزارم بیام.چند روز که دستش بمونه توی پوست گردو تا کسی رو جای من بیاره حالش جا میاد و طعم نامردی رو که به من چشوند می فهمه.![]()
اونجا هم که اصلا داره روی مونیتورینگ می چرخه.![]()
اها راستی ۲ تا همکار خانوم توی اتاق من هستن که کارشون تایپیه.خشبختانه یا بد بختانه خیلی به من اطمینان کردن طوری که من از جزیی ترین مسائل زندگی هر دوشون با خبرم و جالبش اینجاست که چیزایی که به من میگن به اون یکی همکاری که مدتهاست با هم هستن نمیگن.![]()
مثلا یکیشون بهم میگفت که زندگیش براش یه نواخت شده و روابطش با همسرش خیلی تکراری و خسته کننده و از من راهنمایی می خواست.فردا هم قراره ببرمش دکتر زنان
.حالا یکی نیست به اینا بگه بابا من خودم تو شر زندگی و مشکلات خودم موندم .....
راستی ساناز از ۴ شنبه امتحان داره و از هفته قبل رفته مونده قزوین درس بخونه ۴ تا از امتحاناشم گمونم پشت سر هم باشه.خدا کنه خوب بدن همشون.چقدر خوبه که من امتحان نمی دم.

